کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
وقتی تو مثل همیشه سایه ی نگاه آرامت را از نوجوانه های عطشم دریغ میکنی نمی فهمی... و نمی...

جزئیات بیشتر...




آبشاری در کالیفرنیا
سمتی پارک در کالیفرنیا امریکا این پارک در سال 1890 بعنوان...

جزئیات بیشتر...


زمین ؛ مادرِ آدمی...

« 2149 بازدید »


تصویر
شرح: خداوند به جبرئیل فرمود:”به کهکشان برو و مشتی خاک بر گیر و بیا؛ میخواهم آدم رابیافرینم. ”جبرئیل رفت و همه کهکشان را گشت؛اما خاکی پیدا نکرد.هیچ کس به او خاک نداد.نه ناهید که عروس آسمان بود و نه بهرام؛جنگاور چرخ؛ نه عطارد که منشی افلاک بود و نه مشتری. نه کرسی فلکی. و نه کیوان مرزبان دیر هفتمین.
هیچ یک به جبرئیل کمک نکردند.جبرئیل دست خالی و شرمنده نزد خدا برگشت.
خدا گفت:”به زمین برو که در این کهکشان او از همه بخشنده تر است.”
جبرئیل نزد زمین آمد . زمین به او گفت:
”هر قدر خاک که می خواهی بردار.من این آفریده را دوست خواهم داشت . آفریده ای که نامش آدم است.”
جبرئیل مشت مشت خاک، بر گرفت و نزد خدا برد.و هر مشتی ،آدمی شد.
خدا گفت:”درود بر زمین که زمین؛ مادر آدم است.”
و این گونه بود که هر آدمی آفریده شد؛ و نزد مادرش ؛ زمین بازگشت.
و زمین آبش داد . زمین نانش داد . زمین پناهش داد . زمین همه چیزش داد. و آن هنگام که آدمی روحش را به خدا می داد ؛ جز مادرش زمین، هیچ کس او را،  نمی خواست.
زمین  مادر است و  مادر عاشق؛ زمین  مادر است و  مادر مهربان...
زمین  مادر  است  و   مادر شکیباست...
زمین  مادر  است و  مادر، گاه بی قرار نیز می شود...؛
چندان که کودکش را  نیز؛ می آزارد.
خدایا!  ما   را  ببخش و بیامرز.
و  به  مادرمان زمین، آرام و  قرار بده، تا هرگز دیگر بار، کودکش را، آنگونه  نیازارد.
عرفان نظر آهاری
دسته: داستان عاطفی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان (2 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو