کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
موسیقی یعنی اندیشه، یعنی هستی را باید کردن، یعنی صدای باران را آهنگ زندگی کردن، موسیقی یعنی در...

جزئیات بیشتر...




متخصصان راهی برای تصحیح حافظه یافتند
امکان ویرایش حافظه فواید بسیار زیادی خواهد داشت و البته با انتقادات...

جزئیات بیشتر...


زمین ؛ مادرِ آدمی...

« 2263 بازدید »


تصویر
شرح: خداوند به جبرئیل فرمود:”به کهکشان برو و مشتی خاک بر گیر و بیا؛ میخواهم آدم رابیافرینم. ”جبرئیل رفت و همه کهکشان را گشت؛اما خاکی پیدا نکرد.هیچ کس به او خاک نداد.نه ناهید که عروس آسمان بود و نه بهرام؛جنگاور چرخ؛ نه عطارد که منشی افلاک بود و نه مشتری. نه کرسی فلکی. و نه کیوان مرزبان دیر هفتمین.
هیچ یک به جبرئیل کمک نکردند.جبرئیل دست خالی و شرمنده نزد خدا برگشت.
خدا گفت:”به زمین برو که در این کهکشان او از همه بخشنده تر است.”
جبرئیل نزد زمین آمد . زمین به او گفت:
”هر قدر خاک که می خواهی بردار.من این آفریده را دوست خواهم داشت . آفریده ای که نامش آدم است.”
جبرئیل مشت مشت خاک، بر گرفت و نزد خدا برد.و هر مشتی ،آدمی شد.
خدا گفت:”درود بر زمین که زمین؛ مادر آدم است.”
و این گونه بود که هر آدمی آفریده شد؛ و نزد مادرش ؛ زمین بازگشت.
و زمین آبش داد . زمین نانش داد . زمین پناهش داد . زمین همه چیزش داد. و آن هنگام که آدمی روحش را به خدا می داد ؛ جز مادرش زمین، هیچ کس او را،  نمی خواست.
زمین  مادر است و  مادر عاشق؛ زمین  مادر است و  مادر مهربان...
زمین  مادر  است  و   مادر شکیباست...
زمین  مادر  است و  مادر، گاه بی قرار نیز می شود...؛
چندان که کودکش را  نیز؛ می آزارد.
خدایا!  ما   را  ببخش و بیامرز.
و  به  مادرمان زمین، آرام و  قرار بده، تا هرگز دیگر بار، کودکش را، آنگونه  نیازارد.
عرفان نظر آهاری
دسته: داستان عاطفی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان (2 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو