کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
اکنون که رفته ای من مانده ام و فریادهایی چند ... از حرف هایی که باید بودن تو بود حکم...

جزئیات بیشتر...




گمشده
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او...

جزئیات بیشتر...


« جایِ خدا کجاست...؟! »
« 2022 بازدید »


تصویر
شرح: « جایِ خدا کجاست...؟! »
عارفی در زیر درختی در حال استراحت بود،  مردی از آنجا رد می شد، وقتی عارف را در حال استراحت دید، به سوی او رفت وفریادی بر سرش کشید وگفت : تو دیگر چه جور کافری هستی؟!
عارف گفت: چرا دشنام ونسبت ناروا به من می دهی، مگر من جز استراحت چه می کنم و چه خطایی از من سرزده که چنین بامن برخورد می نمایی؟!
مرد گفت: تو با گستاخی تمام پاهایت را به سمت مکه وقبله و خانه خدا دراز کرده ای و به همین دلیل داری  به خداوند توهین مینمایی...!
مرد دانشمند نفس راحتی کشیده و مجددا زیردرخت دراز کشید وآرام گفت:
«دوست من لطفا اگر می توانی ، مرا به طرفی بچرخان که خداوند در آن جا نباشد...»
دسته: حکایات دینی و معنوی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان (1 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو