کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
و رسیدن ، یعنی رها شدن ... یعنی گریز لحظه ها ... یعنی مرگ ! مرگ یعنی اولین میلاد ... میلاد...

جزئیات بیشتر...




زندگی چه می گوید؟
امروز که از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم . . . زندگی چه...

جزئیات بیشتر...


The silence of the Lambs سکوت بره ها
« 13896 بازدید »


تصویر
موضوع: ترسناک
کارگردان: جاناتان دمه
تهیه کننده: رون بزمن،ادوارد ساکسون،کنث اوت
سال تولید: 1991
بازیگران: جودی فاستر،آنتونی هاپکینز،اسکات گلن،تد لیواین،آنتونی هلد
محصول کشور: آمریکا
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول زن
جایزه اسکار بهترین کارگردان
برنده جایزه اسکار بهترین فیلم
جایزه اسکار بهترین فیلمنامه
خلاصه: این فیلم براساس رمان سکوت بره ها نوشته ی توماس هریس ساخته شده است. داستان فیلم مربوط به دکتر روانشناسی است که با استفاده از علم روانشناسی میتواند محیط اطراف خود و انسان های آن را تحت تأثیر قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود. کم تر کسی میتوانست جلوی او طاقت بیاورد وی علی رغم کارهایش فردی آزادی خواه بود و میخواست مانند بقیه انسان ها زندگی کند ولی پلیس مسئله را بسیار خطرناک دانسته بود و سعی می‌کرد وی را در زندان های امنیتی نگهداری کند . وی به خون خواری نیز معروف شده و در مواردی به کندن پوست صورت، جویدن گردن و رگ های قربانی نیز دست میزد .
کلاریس دانشجوی جوانی است که در کادر سازمان اف بی آی به کار و تحصیل اشتغال دارد. روزی به او خبر می دهند که قاتل خطرناکی چند زن را اینجا و آنجا کشته و پوست تن آنها را کنده است. یکی از روسای کلاریس او را مامور رسیدگی به این پرونده می‌کند و در آغاز او را به دکتر هانیبال لکتر معرفی می کند ، دکتر لکتر خود به گونه‌ای دیگر قاتل خطرناکی است که در زندان به سر می برد. دکتر لکتر که به آدمخواری شهرت دارد همسرش را در یک کلام خورده است. رئیس به کلاریس می گوید که لکتر میتواند او را به دستیابی به قاتل راهنمایی کند.
کلاریس در یک زندان ویژه به ملاقات دکتر لکتر میرود و در فضایی رعب آور بین او و دکتر لکتر رابطه‌ای استثنایی برقرار می‌شود که طی آن کلاریس رازهای کودکی خود را بر او می گشاید بدین سان دیو با فرشته ارتباط برقرار می‌کند کلاریس از او میخواهد که در یافتن قاتل زنان که خود را بوفالو بیل معرفی کرده کمک کند.هانیبال به او کمک می کند و کلاریس سر نخی را میابد که در ادامه آن به خانه بوفالو بیل می رسد. اما بوفالو بیل دیوانه‌ای دو جنسی است که حرفه اصلی او خیاطی است و با پوستی که از تن قربانیان خود می کند برای خود لباس می دوزد. هنگامی که کلاریس به خانه او وارد می‌شود و با کشیدن هفت تیر در صدد دستگیری او برمی آید بوفالو در یک لحظه از غفلت کلاریس استفاده می‌کند و در خانه پیچ در پیچ و ترسناکش مخفی می‌شود.او برق را قطع می‌کند و کلاریس در تاریکی در حالیکه صدای متن صحنه نفس زدن های هراسناک او و فریادهای کمک دختری است که بوفالو او را در گودالی حبس کرده به تعقیب او دست می زند.بوفالو کلاریس را تعقیب می کند و درست در لحظه‌ای که می خواهد هفت تیرش را شلیک کند، کلاریس با صدای کلیک هفت تیر، به جهتی که صدا از آن سو خواهد آمد شلیک می‌کند. بوفالو در خون خود می غلتد هم‌زمان دکتر لکتر در ازاء کمک به کلاریس به زندان بهتری منتقل شده، دو تن از زندانبانان خود را می کشد و در لباس پلیس از زندان می گریزد اما کلاریس بی خبر از همه جا در جشن فارغ التحصیلی شرکت دارد. گل، شادی، شیرینی و آرامش و آنگاه یک تلفن، تلفنی برای کلاریس، تلفن از هائیتی است دکتر لکتر است که در آنسوی سیم فارغ التحصیلی کلاریس را شادباش می گوید.
منبع :ویکیپدیا

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو