کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
پدرم ای که احساس تو پاکترین احساس است...تو می نوازی برای عشق، برای احساس، برای زندگی، لطافت و پاکی...

جزئیات بیشتر...




چرا نوزاد انسان قادر به راه رفتن نیست؟
خبرگزاری مهر : در حالی که نوزاد بسیاری از جانوران تنها به فاصله چند...

جزئیات بیشتر...


چه کشکی چه پشمی
« 3384 بازدید »

شان نزول: چوپانی بالای درخت بود که باد سختی گرفت و او را بسیار ترساند .گفت  : خدایا مرا از این وضع نجات بده تا تمام گوسفندانم را نذر کنم. از قضا باد کمی آرام گرفت و مرد چوپان چند شاخه ای پایین آمد. گفت : خدایا پشم گوسفندان را نذر می دهم. باز باد آرام تر شد و او پایین تر آمد و احساس امنیت بیشتری کرد. گفت : خدایا کشک آنها را می دهم . خلاصه چون به سلامت از درخت پایین آمد با خوشحالی گفت:" چه کشکی، چه پشمی"
منبع: تمثیل و مثل /نقل از داستان های امثال اثر دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو