کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
هنوز باورم نمی شود که رفته ای هنوز باورم نمی شود تو بوده ای که اینچنین غرور عشق را به...

جزئیات بیشتر...




آرزوی هردوجهان
ای نوردل ودیده وجانم چونی وی آرزوی هردوجهان چونی من بی لب...

جزئیات بیشتر...


چه کشکی چه پشمی
« 3303 بازدید »

شان نزول: چوپانی بالای درخت بود که باد سختی گرفت و او را بسیار ترساند .گفت  : خدایا مرا از این وضع نجات بده تا تمام گوسفندانم را نذر کنم. از قضا باد کمی آرام گرفت و مرد چوپان چند شاخه ای پایین آمد. گفت : خدایا پشم گوسفندان را نذر می دهم. باز باد آرام تر شد و او پایین تر آمد و احساس امنیت بیشتری کرد. گفت : خدایا کشک آنها را می دهم . خلاصه چون به سلامت از درخت پایین آمد با خوشحالی گفت:" چه کشکی، چه پشمی"
منبع: تمثیل و مثل /نقل از داستان های امثال اثر دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو