کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
بیا ببین که چه کرده ای با بلوغ حقیقت عشق بیا مرا ببین در التهاب شعله سرکش درد بیا ببین رها...

جزئیات بیشتر...




این‌ها را بخورید تا سوی چشمانتان زیاد شود
در این مقاله مواد غذایی مفیدی را معرفی می‌کنیم که بینایی را تقویت و...

جزئیات بیشتر...


روغن ریخته را نذر امامزاده کرده
« 3452 بازدید »

شان نزول: مردی با زنش سوار الاغ بودند ودو من روغن گوسفند را که از گله ی خودشان گرفته بودند برای فروش به شهر می بردند. از قضا در بین راه،خر از پل رد نشد. مرد با هل و زور خر را از پل رد کرد اما از بخت بد مردک، خیک روغن از پشت خر به زمین افتاد و تمام روغن ریخت روی زمین.مردو زن با دست خالی و یک دنیا ناراحتی مجبور شدند برگردند آبادی .بعد از چند سال پسر مرد را به سربازی خواستند. در این وقت زن از ته دل گفت:«ای آمدفدالله،یادته شش سال پیش توی راه شهر دو من روغن از ما ریخت؟همان نذر تو که پسرم را سربازی نبرند.»
منبع: تمثیل و مثل/ به نقل از داستان های امثال اثر دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: مریم

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو