کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
... پس از تو هجوم گریه و درنگ بغض زمان پس از تو درغبار غروب ، شکست انحنای افق پس از تو...

جزئیات بیشتر...




3.اسرارهفت چاکرا(چاکرای سوم)
روح عشق دوشنبه, ‏1391/04/19 ‏10:44:38 سومین کالبد ؛کالبد...

جزئیات بیشتر...


روغن ریخته را نذر امامزاده کرده
« 3388 بازدید »

شان نزول: مردی با زنش سوار الاغ بودند ودو من روغن گوسفند را که از گله ی خودشان گرفته بودند برای فروش به شهر می بردند. از قضا در بین راه،خر از پل رد نشد. مرد با هل و زور خر را از پل رد کرد اما از بخت بد مردک، خیک روغن از پشت خر به زمین افتاد و تمام روغن ریخت روی زمین.مردو زن با دست خالی و یک دنیا ناراحتی مجبور شدند برگردند آبادی .بعد از چند سال پسر مرد را به سربازی خواستند. در این وقت زن از ته دل گفت:«ای آمدفدالله،یادته شش سال پیش توی راه شهر دو من روغن از ما ریخت؟همان نذر تو که پسرم را سربازی نبرند.»
منبع: تمثیل و مثل/ به نقل از داستان های امثال اثر دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: مریم

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو