کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
پدرم ای که احساس تو پاکترین احساس است...تو می نوازی برای عشق، برای احساس، برای زندگی، لطافت و پاکی...

جزئیات بیشتر...




نثر قرن سیزدهم
آرامش نسبی که در ایران،بعد از انقراض افشاریه و روی کارآمدن زندیه به...

جزئیات بیشتر...


زرد آلو را برای هسته اش می خورد
« 2881 بازدید »

شان نزول: مردی اصفهانی مقداری زرد آلو خرید.در کنار دیواری نشست که بخورد.زردآلو را به غایت گندیده وپلاسیده یافت.در خوردنش تردید پیدا کرد. بالاخره برای استفاده از مغز هسته های آن مشغول خوردن شد.هسته را در گوشه ی دستمال می ریخت.گدایی فرا رسید نزد او ایستاد وگفت:«آقا زردآلو را که خوردید هسته اش را به من ببخشید» اصفهانی گفت:«برو پی کارت من این گه را برای هسته اش می خورم.»
منبع: داستان نامه های بهمنیاری/ نقل از داستان های امثال اثر دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: مریم

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو