کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
ایمان بیاوریم به زندگی مرا به ترنم قطره های باران قسم داده اند که لحظه های عمرم را با خیال سرد...

جزئیات بیشتر...




گاهی سه گاهی
محمد معتمدی, پویا سرایی و محمد معتمدی, پویا سرایی (سنتور- آهنگساز و...

جزئیات بیشتر...


سنگین برو سنگین بیا
« 3689 بازدید »

شان نزول: دختری بود بعد از آن که شوهرش دادند و به خانه ی بخت رفت،هر روز می رفت خانه ی پدر و مادرش. مادر هم برای اینکه دختر تازه عروسش بیشتر به خانه و زندگی خودش برسد، یک روز با کنایه و اشاره و با زبانی که دختر ناراحت نشود به او گفت:«سنگین بیا و سنگین برو.»دختر که منظور مادرش را نفهمیده بود،روز بعد وقتی می خواست به خانه مادرش برودچند تا سنگ ریزه به گوشه ی چارقدش بست ورفت. وقتی که مادر دید دخترش متوجه ی منظورش نشده است، این بار گفت:«دخترم،شیرین بیا شیرین برو، سحر بیا پسین برو.»روز بعد دختر یک ظرف شیره هم با خودش برد. مادر که دید دختر منظورش را نمی فهمد،گفت:«دختر جانم، کم بیا وکم برو.»
منبع: تمثیل و مثل/ نقل از داستان های امثال دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: مریم

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو