کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
کاش می شد کوچه باغ عشق را در میان گامهای خسته ای تقسیم کرد کاش می شد در نگاه سرد...

جزئیات بیشتر...




برف خوانی
وحید تاج , علی قمصری...

جزئیات بیشتر...


گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه
« 2837 بازدید »

شان نزول: کسی دو کوزه ی شیره از ده برای فروش به شهر می برد. در بین راه جهت رفع خستگی کوزه ها را جلویش به زمین می گذارد وبه درختی تکیه می دهد و کم کم به خیالات رفته که اگر شیره ها را خوب بخرند می تواند بار دگر چهار کوزه بیاورد و چهار را هشت و آنها را تبدیل به روغن نموده و اگر زیادتر بیاورد و مرکز فروش داشته باشد،حجره ی تجارت باز کند و کار وبارش بالا گرفته  تا آنجا که امین التجار شود، به سراغ دختر حاکم می رود وروزی با او گفت و گویش شده چنان لگد به او می نوازد که نقش زمینش می سازد که در این هنگام همان لگد را به کوزه ها می کوبد!
منبع: قند ونمک/نقل از داستان های امثال دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: مریم

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو