کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
مادر ای بهار جاودان و همیشه سبز که بوی گلهای محبت را با تمام وجود از درون تو ای بهار می شنوم ...

جزئیات بیشتر...




مدرسه عشق
سروده ای زیبا و دلنشین از زنده یاد مجتبی کاشانی (همکار عزیزی...

جزئیات بیشتر...


بیرونمان مردم را می کشد ، از تو خودمان را .
« 2490 بازدید »

شان نزول: مردی دهاتی به شهر آمد ، یک نفر از دوستان شهری او دختری بسیار زشت و بد رفتار داشت ، با همدستی چند نفر از دوستانش مرد دهاتی را وادار به نکاح با دختر خود کرد . مرد دهاتی که بعد از نکاح متوجه شد چه حقه ای سوار کرده اند به قضا تن داد و او را سوار بر الاغ به دهات خویش برد. زن چون شهری بود و قر و فری تمام عیار داشت ، ظاهر فریبنده اش توجه همه را جلب میکرد . عاقبت مرد دهاتی طاقت نیاورد چادر زن را از سرش برکشید تا همه چهره زشت و پر آبله ، سر طاس و کم موی اورا ببینند . گفت : شما را به خدا خوب ببینید که چقدر از درون مرا می کشد ، از بیرون شما را ؟  
منبع: داستانهای امثال دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: anvar

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو