کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
هنوز باورم نمی شود که رفته ای هنوز باورم نمی شود تو بوده ای که اینچنین غرور عشق را به...

جزئیات بیشتر...




هنر زندگی
پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود. ...

جزئیات بیشتر...


شتر دیدی ، ندیدی .
« 2696 بازدید »

شان نزول: سعدی از دیاری به دیاری میرفت ، در راه چشمش به جای پای یک مرد و یک شتر افتاد که رد شده بودند ، یک طرف راه مگس و یک طرف دیگر پشه ها در پرواز بودند ، پیش خود گفت ، شتر یک لنگه بارش عسل و لنگه دیگرش روغن است ، علفهای یک طرف چریده و طرف دیگر دست نخورده بودند . پیش خود گفت شتر یک چشمش کور بوده است ، از قضا این خیالات همه درست بود ساربانی هم که
گذشته بود کمی آنطرفتر به خواب میرود و شتر با مسافر و بارش به راه خود ادامه میدهند .
مرد ساربان هراسان از خواب برمیخیزد به خیال آنکه شتر و زنش و بارش گمشده اند پریشان سعدی را می بیند و می پرسد تو شتر مرا ندیدی ؟ سعدی می گوید یک چشمش کور بود؟ یک بارش روغن ویک بارش عسل بود . میگوید بله بله درست است . سعدی میگوید من ندیدم . مرد ساربان باور نمیکندو سعدی را به باد کتک میگیرد . سعدی می سراید :
سعدیا چند خوری چوب شتر بانان را                میتوان گفت از اول که شتر دیدی ؟  نه .          
منبع: داستانهای امثال دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: anvar

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو