کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
انتظار من از لحظه های امشب و هر شب به وسعت لحظه های رسیدن، بار رحیل بسته است ! آری دگر این...

جزئیات بیشتر...




یوگا چیست؟ مذهب چیست؟
روح عشق شنبه, ‏1391/06/04 ‏21:46:24 کلمات یوگا و مذهب تصاویر...

جزئیات بیشتر...


شتر دیدی ، ندیدی .
« 2616 بازدید »

شان نزول: سعدی از دیاری به دیاری میرفت ، در راه چشمش به جای پای یک مرد و یک شتر افتاد که رد شده بودند ، یک طرف راه مگس و یک طرف دیگر پشه ها در پرواز بودند ، پیش خود گفت ، شتر یک لنگه بارش عسل و لنگه دیگرش روغن است ، علفهای یک طرف چریده و طرف دیگر دست نخورده بودند . پیش خود گفت شتر یک چشمش کور بوده است ، از قضا این خیالات همه درست بود ساربانی هم که
گذشته بود کمی آنطرفتر به خواب میرود و شتر با مسافر و بارش به راه خود ادامه میدهند .
مرد ساربان هراسان از خواب برمیخیزد به خیال آنکه شتر و زنش و بارش گمشده اند پریشان سعدی را می بیند و می پرسد تو شتر مرا ندیدی ؟ سعدی می گوید یک چشمش کور بود؟ یک بارش روغن ویک بارش عسل بود . میگوید بله بله درست است . سعدی میگوید من ندیدم . مرد ساربان باور نمیکندو سعدی را به باد کتک میگیرد . سعدی می سراید :
سعدیا چند خوری چوب شتر بانان را                میتوان گفت از اول که شتر دیدی ؟  نه .          
منبع: داستانهای امثال دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: anvar

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو