کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
شاید، روزی اگر می آمدی ... لبخند آن زمزمه ی فراموش شده ی کمرنگ تصنیف بی آوازه ی...

جزئیات بیشتر...




درازترین بینی دنیا
مرد ۸۰ ساله ترکیه ای با ۱۴ سانتی متر بینی، صاحب درازترین بینی جهان...

جزئیات بیشتر...


نان خودش از گلویش پایین نمی رود
« 2871 بازدید »

شان نزول: رندی پول گدای کوری را دزدید. قضا را روزی دزد به خیال افتاد به کور غذایی دهد. از پول خود او طعامی برایش خرید و دعوتش کرد. گدا لقمه ی اول را که به دهان گذاشت،دست آن شخص را گرفت و گفت :«دزد من تویی.»پرسید از کجا دانستی ،گفت:«از آنجا که لقمه در گلویم گرفت و دانستم مال خودم است که از گلویم پایین نمی رود.»
منبع: داستان نامه ی بهمنیاری – داستان های امثال دکتر حسن ذوالفقاری

تهیه کننده سند: مریم

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو