کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
امروز میان این همه گریه ... فقط برای تو ... به شوق تو می نویسم . اگر که حال من اینست...

جزئیات بیشتر...




چهار شنبه سوری
خانوادگی, اصغر فرهادی, 1384, حمید فرخ نژاد - هدیه تهرانی - جلال حدپور...

جزئیات بیشتر...


از صبح تا بوق سگ
« 1097 بازدید »

شان نزول: در قدیم بازارها دارای چهار مدخل بودند که شبانگاهان انان را با درهای بزرگ میبستنذ. وتمامی دکانها نیز به همین طریق قفل میشد واز انجا که همیشه احتمال خطر میرفت. نگهبانانی نیز شب در بازار پاسبانی میدادند. وبه دلیل اینکه نمیتوانستندتمامی بازار را کنترل کنند سگهای وحشی به همراه داشتند که به جز از  خودشان به کس دیگری رحم نمیکرد. پاسبانان شب، در ساعت معینی از شب در بوق بزرگی که ازشاخ قوچ بود با فاصله زمان معینی میدمیدند بدین معنا که انغریب سگها را دربازار رها خواهیم کرد و دکانداران نیز سریعتر محل کسب خود را ترک کرده وبه مشتریان خود میگفتند دیر وقت است وبوق سگ را نواختند. از ان زمان بوق سگ اصطلاح دیر بودن معنا گرفته

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو