کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
و من در پهنه ی این انتظار آشنا رفتنت را می بینم بی آنکه هرگز آمدنت را ... امّا هر...

جزئیات بیشتر...




پلی زیبا از دل جنگل
...

جزئیات بیشتر...


ممنون
« 205 بازدید »


تصویر
صاحب سخن: وقتی هوا خیس میشود
دلم بهانه تو را میگیرد
و گونه هایم
بوی خاک باران زده میگیرد
پنجره را باز میکنم.نفسم میگیرد...
نفسم میگیرد
درست مثل همان لحظه که چشمان تو در چشمانم ماند
همان لحظه که منتظر نماندی تا چیزی بگویم
مرا در آغوش گرفتی
اشکهایم را پاک کردی
با صدای دل نوازت گفتی:
من همینجایم چرا گریه میکنی
اما رفتی و نماندی
مرا باز با غمت تنها گذاشتی
جاگذاشتی تا دیداری دیگر
تا دیداری که هیچوقت نفهمیدم کی خواهد بود

کیانا جان روحت شاد و یادت گرامی
ببخشید که از شعر شما استفاده کردم و آن را تغییر دادم اما بدانید که این شعر باعث شد من وارد هنر شعر نویسی شوم و من با این شعر تو این کار را شروع کردم.

تهیه کننده سند: مدیون کیانا

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو