کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
هم اکنون دگر چگونه ، با که بتوان گفت ؟ ! که در ظلمت سکوت در غربت حجیم فقدان آن...

جزئیات بیشتر...




« اهمیت بیداری و هوشیاری...؟»
« اهمیت بیداری و هوشیاری. . . ؟» شاگردی که سالهای متمادی، نزد استادی...

جزئیات بیشتر...


نامه های عاشقانه ی یک پیامبر(نامه های جبران خلیل جبران به ماری هسکل)
« 6206 بازدید »


تصویر
موضوع: نامه ها و یادبود ها
نویسنده: پاؤلو کوییلو
مترجم: آرش حجازی
ناشر: کاروان
سال انتشار: چاپ چهاردهم 1385
سایر آثار نویسنده: خاطرات یک مغ، کیمیاگر ، بریدا ، عطیه ی برتر ، والکیری ها ، کنار رود پیدرا نشستم و گریستم ، مکتوب ، کوه پنجم ، کتاب راهنمای رزم آور نور ، دومین مکتوب ، پدر ها و پسر ها ، ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد ، شیطان و دوشیزه پریم ، چون رود جاری باش ، زهیر ، یازده دقیقه ، قاموس فرزانگی ، ساحره ی پرتوبلو
معرفی کتاب: این کتاب گردآوری و باز نویسی نامه های جبران خلیل است به ماری هسکل ، که در آنها اهمیت دوستی آنها و پیشرفت هنری جبران خلیل مشخص می باشد .
جبران در یکی از نامه هایش به ماری می گوید :  «بدون تو نمی توانستم پیامبر را بنویسم ... زندگی سه چیز را به من ارزانی داشته ؛ مادرم ، که اجازه داد رهسپار شوم .پدرم ؛ که مبارزی را که در درونم خفته بود بیدار کرد . تو ؛ که به من و کارم ایمان داشتی ...»
...برای مردمان هوشمند ، بنیان ازدواج یک دوستی ناب است تا در آن برای دست یافتن به رویاهای خود و رویاهای کسی که دوستش دارند ، بجنگند . بدون این رویاها ، زناشویی به ناهار و شام خوردنی در آشپزخانه تبدیل می شود .
...تفاوت یک پیامبر با یک شاعر این است که پیامبر ، آن چه را که آموزش می دهد ، زندگی می کند ولی شاعر می تواند اشعاری عالی در باره ی عشق بنویسد و در همان زمان ، زندگی خود را بی عشق ادامه دهد .
...فقط خداوند و خود من آن چه را که در قلبم می گذرد می دانیم . دوست دارم سینه ام را بشکافم ، قلبم را بیرون بکشم و در دستانم بگیرم  تا همه بتوانند ببینند . زیرا کسی که خود را برای خویشتن آشکار کند ، آرزو دارد دیگران هم درکش کنند . همه ی ما آرزوی دیدن نوری را داریم که پشت در است . دوست داریم این نور به میان اتاق ، پیش روی همه بیاید .
زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است ، هنگام عشق و اعتماد است و دست زندگی چه سبک می شود و شب چه پر ترانه ، آنگاه که بر همه عشق می ورزیم و اعتماد داریم . آنگاه همه چیز سبک تر می شود و ترانه ها از میان تاریکی بر می خیزند .
در کتابخانه کیانا موجود است: بلی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو