کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
باورت نمی شود که من وارهاده در میان حیرت کنون مانده با کورسویی از فانوس خاطرات دور در...

جزئیات بیشتر...




زورت به خر نمی رسه جل را می کوبی
خرسواری از راهی می گذشت خرگوشی از جلویش درآمد. خر رم کرد. جل وارو شد. ...

جزئیات بیشتر...


نامه های عاشقانه ی یک پیامبر(نامه های جبران خلیل جبران به ماری هسکل)
« 6137 بازدید »


تصویر
موضوع: نامه ها و یادبود ها
نویسنده: پاؤلو کوییلو
مترجم: آرش حجازی
ناشر: کاروان
سال انتشار: چاپ چهاردهم 1385
سایر آثار نویسنده: خاطرات یک مغ، کیمیاگر ، بریدا ، عطیه ی برتر ، والکیری ها ، کنار رود پیدرا نشستم و گریستم ، مکتوب ، کوه پنجم ، کتاب راهنمای رزم آور نور ، دومین مکتوب ، پدر ها و پسر ها ، ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد ، شیطان و دوشیزه پریم ، چون رود جاری باش ، زهیر ، یازده دقیقه ، قاموس فرزانگی ، ساحره ی پرتوبلو
معرفی کتاب: این کتاب گردآوری و باز نویسی نامه های جبران خلیل است به ماری هسکل ، که در آنها اهمیت دوستی آنها و پیشرفت هنری جبران خلیل مشخص می باشد .
جبران در یکی از نامه هایش به ماری می گوید :  «بدون تو نمی توانستم پیامبر را بنویسم ... زندگی سه چیز را به من ارزانی داشته ؛ مادرم ، که اجازه داد رهسپار شوم .پدرم ؛ که مبارزی را که در درونم خفته بود بیدار کرد . تو ؛ که به من و کارم ایمان داشتی ...»
...برای مردمان هوشمند ، بنیان ازدواج یک دوستی ناب است تا در آن برای دست یافتن به رویاهای خود و رویاهای کسی که دوستش دارند ، بجنگند . بدون این رویاها ، زناشویی به ناهار و شام خوردنی در آشپزخانه تبدیل می شود .
...تفاوت یک پیامبر با یک شاعر این است که پیامبر ، آن چه را که آموزش می دهد ، زندگی می کند ولی شاعر می تواند اشعاری عالی در باره ی عشق بنویسد و در همان زمان ، زندگی خود را بی عشق ادامه دهد .
...فقط خداوند و خود من آن چه را که در قلبم می گذرد می دانیم . دوست دارم سینه ام را بشکافم ، قلبم را بیرون بکشم و در دستانم بگیرم  تا همه بتوانند ببینند . زیرا کسی که خود را برای خویشتن آشکار کند ، آرزو دارد دیگران هم درکش کنند . همه ی ما آرزوی دیدن نوری را داریم که پشت در است . دوست داریم این نور به میان اتاق ، پیش روی همه بیاید .
زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است ، هنگام عشق و اعتماد است و دست زندگی چه سبک می شود و شب چه پر ترانه ، آنگاه که بر همه عشق می ورزیم و اعتماد داریم . آنگاه همه چیز سبک تر می شود و ترانه ها از میان تاریکی بر می خیزند .
در کتابخانه کیانا موجود است: بلی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو