کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
اکنون که رفته ای من مانده ام و فریادهایی چند ... از حرف هایی که باید بودن تو بود حکم...

جزئیات بیشتر...




نیایش
مهربان خدای خوب من ؛به خاطر آرامشی که ارزانی ام داشتی از تو...

جزئیات بیشتر...


آدم و حوا
« 3053 بازدید »


تصویر
موضوع: داستانهای فارسی
نویسنده: محمد محمد علی
ناشر: کاروان
سال انتشار: 1383
سایر آثار نویسنده: جمشید و جمک ، بازنشستگی و داستانهای دیگر، نقش پنهان،دره ی هندآباد گرگ داره،  از ما بهتران، چشم دوم، دریغ از رو به رو ، رعد و برق بی باران ، باورهای خیس یک مرده ، برهنه در باد ، قصه ی تهمینه، مشی و مشیانه
معرفی کتاب: روزی آدم خود را گل سرسبد آفرینش خواند و خدا را شکر کرد که او را زن نیافریده است حوا پریشان و عصبی، شاخهً شکسته ای برداشت تا آدم را بزند و چون توان جسمی نداشت گفت: خدای مرا مطابق میل خود آفرید. آدم پرسید:  میل خدا چه بود؟ گفت: موجودات انسانی به کمال برسند. آدم کفت: کمال در چیست؟ حوا گفت: شادی یکی در گرو رنج دیگری نباشد.آدم پرسید: تو می اندیشی تمامی رنجها را به تنهایی به دوش می کشی؟ حوا لبخند زد زیر لب گفت: همدم سیه روی من پیروی کن از خدای، تا غرور و استکبار،عقل و انصاف ما را در هم نشکند.
آدم پرسید: چه زمان خدای وظیفه ای غیر از خوردن و خوابیدن برای من مقرر می فرماید؟ میکائیل گفت: آنگاه که تو عشق را نه تفریح و سرگرمی و نه هوسی سوزان و بلعنده بدانی، خدای نیز به احساس اصیل تو به تلاشها و کوششهای تو معنا می دهد. حوا زمانی به تو مهر می ورزد که تو را آراسته، قدرتمند و آشنا با ظرافت روحش بیابد و اگر بیابد معنای زندگی و وظیفهً هر دوتان غیر از خوردن و خوابیدن باشد.
در کتابخانه کیانا موجود است: بلی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو