کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
اکنون که رفته ای من مانده ام و فریادهایی چند ... از حرف هایی که باید بودن تو بود حکم...

جزئیات بیشتر...




ملوک ضرابی
ملوک ضرابی Moluk Zarrabi (زاده ۱۲۸۹ خورشیدی , ۱۹۱۰ - درگذشته ۱۳۷۸...

جزئیات بیشتر...


بامداد خمار
« 2888 بازدید »


تصویر
موضوع: داستان
نویسنده: فتانه حاج سید جوادی
ناشر: البرز
سال انتشار: 1386
معرفی کتاب: بیان این واقعیت که «بامداد خمار» در وسیع‌ترین میزان ممکن در مدار ارتباط با خواننده قرار گرفته است به هیچ وجه به معنای آن نیست که این رمان از لحاظ ساختمان و صناعت داستان‌نویسی اثری است فرد اعلا و «کامل»، و بنابراین خالی از ایراد.
اما من مایلم از حسن «بامداد خمار» بگویم، و نه صرفاً به این جهت که این کتاب توانسته است تودة وسیعی از خوانندگان، گویا بی‌اعتناترین آن‌ها، را به وجد آورد و سرمست کند. ارزش این رمان، به گمان من، بیش از آن است که فقط از سر تعارف، و شاید هم ناگزیر، بگوییم این رمان موجب رونق داستان‌نویسی ما خواهد بود؛ زیرا خوانندگان را به سوی ادبیات جلب کرده است، یا جلب می‌کند. یا این که، با لحن آمیخته به نومیدی، بگوییم این کتاب صرفاً از آن جهت واجد اهمیت است که تا حدودی وضع معنوی خوانندگان کتاب را در ایران منعکس می‌کند. ارزش این رمان در خود آن، در وجه «داستانی» آن، نهفته است، و به گمان من آن چه باعث استقبال از این کتاب شده است آن حالت کلی و اغراق‌آمیز و عوامانه رمان نیست، که اغلب با آب و تاب و ریخت و پاش شرح داده شده است، بلکه ارزش آن در کیفیت بازسازی یک خاطره شورانگیز عشقی و بیان وقایع و احساسات ساده و تندی است که درشتی و خشونت آن زایل نشده است؛ به ویژه که ما همه کمابیش با محدودیت‌های شدیدی که در بیان «عالم عشق» در صحنة ادبیات و هنر ما وجود دارد آشنا هستیم.
خانم حاج سید جوادی به زبان ساده و در قلمرو واقعیات رمان خود را پرورانده است، و کوشیده است از عوامل و عناصری در صحنة نسبتاً کوچک رمان خود استفاده کند که با واقعیت‌های ساده و معصوم وجودشان قابل توجیه باشد. در حقیقت هر واقعه، یا کلامی، در «بامداد خمار» بیان‌کنندة معنای واحد و موجزی است که به هیچ‌وجه کنایی یا دوپهلو نیست؛ یعنی تعبیر و تفسیر آن نیازمند نیروی حدس و گمان خواننده نیست، یا فهم آن به سیر و سلوک خاصی نیاز ندارد. نویسنده در قرارهایی که ظاهراً برای خود گذاشته است، و نسبت به مقتضیات خاص دنیایی که خلق کرده است، وفادار و پابرجا بوده است. به عبارت ساده نویسنده وسط بازی قرارها را به هم نزده است، و نخواسته است خوانندة خود را، همان خواننده‌ای که غرضش واقعا خواندن داستان است، دچار سردرگمی یا از مرحله پرت کند.
برگرفته از مجلة «دنیای سخن» شمارة 69 خرداد و پاییز 1375



در کتابخانه کیانا موجود است: بلی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان (2 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو