کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
و رسیدن ، یعنی رها شدن ... یعنی گریز لحظه ها ... یعنی مرگ ! مرگ یعنی اولین میلاد ... میلاد...

جزئیات بیشتر...




نمک شناس!!!
او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده...

جزئیات بیشتر...


آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
« 11487 بازدید »

خواننده: بنان
شاعر: شهریار
آهنگساز: روح اله خالقی
دستگاه: آواز بیات‌اصفهان
متن ترانه: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا
بی مونس و تنها چرا
تنها چرا       حالا چرا

تهیه کننده سند: mohamad

نظرات بازدید کنندگان (2 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو